السلام علیک یا ابا صالح المهدی
ز سال نو گذشته شصت روزی
ولی دیدار رویت نیست روزی
ز بستان غنچه ها پرواز کردند
پرستوها نوایت ساز کردند
درختان با امیدت سبز گشتند
قناری ها به عشقت باز گشتند
جهان زیبا شد و مولای ما نیست
نشانی از ظهور ماه ما نیست
کجا دیگر سراغت را بخواهیم ؟
که جایی جز در کویت ندانیم
شده خسته ز ما این ندبه ها هم
تمام هفته ها و ماهها هم
به فرضم شیعه ی خوبی نباشیم
روا باشد ز رویت دور باشیم ؟
بیا و بگذر از نادانی ما
ز سستی و ندانم کاری ما
بیا / این جمعه را رنگی دگر بخش
به جان خسته ام روحی دگر بخش
الهی / جمعه ی دیگر بیایی
که بر جان جهان شادی بپاشی
اللهم عجل لولیک الفرج
۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۱
به هر جا رو کنم لطفت عیانست
که نامت در دل و جان و زبانست
قسم بر ( والضحی ) و شمس و تینت
که عالم با وجودت گلفشانست
همی می بخشی و رخ می نمایی
جهانی بر مدار این نشانست
چگونه من سرایم آن صفاتت ؟
که وصفت خارج از حد و بیانست
ببخشی بنده ای با قطره اشکی
نگویی اینچنین بود و چنانست
قسم بر آن صفات و ذات و افعال
که ( الله الصمد ) رمز جنانست
فدای عرش رحمانت که آنجا
خطای بندگانت هم نهانست
به ( لوح ) ات با ( قلم ) دل می ربایی
که این رمزی به جمع عاشقانست
بنازم هم قضایت / هم قدر را
که رازی از اله عارفانست
مرا راضی بگردان بر رضایت
رضایت / شادی روح و روانست
۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۱
ای که در عرش خدا تک گوهری
ای که بر نسوان عالم سروری
میهمانم کن به خیر کوثرت
ای که از جمع رسولان برتری
ای که خورشید از طلوعت جان گرفت
ای که تفسیر تمام کوثری
ای به احمد همدم و هم مام او
غنچه ی یکدانه ی پیغمبری
با شفاعت / جان ما را زنده کن
ای که در دلها عزیز و مهتری
آشتی ده جمع ما با مهدیت
کن دعا بر شیعیان حیدری
میلاد با برکت حضرت زهرا سلام الله علیها مبارک باد
سالروز وفات حضرت ام البنبن / مادر شجاع علمدار کربلا تسلیت باد
مرا ام البنین بانو نخوانید
مگر حال پریش من ندانید ؟
مرا دیگر ابا الفضلی نباشد
دگر میر و علمداری نباشد
عزیزانم همه قربان زهرا
خدایا شکر بر این اجر عظمی
هماندم که مرا عباس دادند
به من صبر غم عباس دادند
دو دستش گشته قربانی زهرا
الهی جان فدای آل طه
عزیزانم بلا گردان ایشان
همه ابنای من قربان ایشان
که مهر مصطفی و دخت ایشان
به شیر خود بدادم من به آنان
هماره گوشزد کردم به تاکید
شما خادم به بیت مصطفایید
خدا / از من پذیرا باش عباس
که در راهت ندارم به ز عباس
السلام علیک یا حضرت ام البنین
۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۱
السلام علیک یا فاطمه الزهرا
اشک زهرا گفته ها دارد هنوز
گریه هایش نکته ها دارد هنوز
آن وصیت را که امت وا گذاشت
زان جفا / بس غصه ها دارد هنوز
فاطمه / محزون ز جهل مردم است
زین سبب بس گریه ها دارد هنوز
عالمی / مهجور مولا گشته است
سوز هجران شعله ها دارد هنوز
امت احمد / غدیر از یاد برد
این مصیبت / قصه ها دارد هنوز
گلشن سبز عدالت سرخ شد
سرخیش بس لاله ها دارد هنوز
دین حق / وارونه شد بعد نبی
این جنایت فتنه ها دارد هنوز
وای از افسوس بنت مصطفی
کو به یزدان شکوه ها دارد هنوز
یا رب / آن فریاد رس بر ما رسان
نای دل / نا گفته ها دارد هنوز
اللهم عجل لولیک الفرج
پنجم اردیبهشت ۱۳۹۱
مگر زهرا عزاداری نمی کرد ؟
مگر بر باب خود زاری نمی کرد ؟
چرا دست پسر عمش ببستند ؟
چرا جای ولی حق نشستند ؟
چرا زهرا به صورت خورده سیلی ؟
چرا بازوی او گردیده نیلی ؟
چرا مولا کنار همسرش نیست ؟
مگر مسجد مکان فتنه سازیست ؟
چه سازد فاطمه با این همه درد ؟
غم مولا و این یاران بی درد
به یکسو داغ پیغمبر به دل داشت
به سویی شکوه از درد کمر داشت
ندارد طاقتی تا غم ببیند
به چشمان علی ماتم ببیند
به صدها غم به سوی مصطفی رفت
که با داغش / توان از مرتضی رفت
الهی حضرت مهدی بیاید
که داغ مادرم زهرا ستاند
اللهم عجل لولیک الفرج
السلام علیک یا فاطمه الزهرا
کربلا را این مکان آغاز کرد
عقده ی سفیانیان سر باز کرد
آتشی کاینجا به در بنهاده اند
آن خیام کربلا سوزانده اند
دست ناپاکی که بر صورت گداخت
کربلا را مقتل آن لاله ساخت
آنکه اینجا قلب زهرا را شکست
کربلا هم قامت لیلا شکست
آنکه خون کرده دل مولا علی
کربلا هم کشته اولاد علی
هر که دست فاطمه اینجا شکست
کربلا بر کودکانش آب بست
کربلا در این مکان ترسیم شد
هر چه غم بر اهل آن تقسیم شد
ای خدا امر فرج تعجیل کن
انقلاب حضرتش تسهیل کن
اللهم عجل لولیک الفرج